|
T h E a T r I c A l گروه نمایش قاصدک درباره وبلاگ ![]() وبلاگ اختصاصی گروه نمایشی قاصدک تئاتر یکال (به اجرا در خور تماشا و باز یگر شایسته گفته میشه ) The Best Performing Group Dandelion theatrica Actor performing a valuable and worthyl آخرین مطالب
![]() سرپرست و کارگردان: حنیف مظفری
نویسندگان : اتابک مهراد.رسول بانگین نویسندگان مهمان : فرهاد ارشاد.عدالت فرزانه. سید فرهاد لاری مشاور کارگردان و دراماتورژ: اتابک مهراد دستیار کارگردان: فاطمه رستگاری
آهنگساز: وحید طاهری
منشی صحنه: پرنیا شمس اجراء نور و افکت: صالح بحیرائی مدیر صحنه: فرهاد ذکائی طراح و اجرای گریم : مهرنوش زابلی طراح صحنه: حنیف مظفری طراح و اجراء لباس : خانم ذکائی . فاطمه احمدوند طراحان آفیش و بروشور: عباس مرادی . فاطمه عمرانی فیلمبردار آثار گروه: داود قپانوری بازیگران اصلی گروه : زینب دارائی.زهرا سمائی.محمود غفاری. میثم دارائی . سعیده خزائی .حنیف مظفری بازیگرانی که با گروه همکاری داشته اند: حسین محمودوند. صحبت اله روشنفکر. شاهپور قپانوری. روح اله صالحی .مانا پور اسد. پرستو آبکار. منصوره نهاوندی . پگاه معصومی. روح الله جلالوند. حمید بهزادی. حسین رنجبر .مصطفی کلهر. فرزانه ساکی. فائزه عمرانی. نغمه و مائده مظفری . زهره سلگی. مهشید امینی. مهسا طاووسی. رضا شهبازی مفرد. پریسا ملکی. مینا خانساری . فاطمه ذوالفقاری. الناز یگانه. نوشین یگانه. مژگان صالح. فاطمه کاویانی . نگین حاتمی . زهرا سلگی . فاطمه ابوالفتحی. مریم قپانوری. مینا مولوی . عباس رشتوئی. منا گودرزی. محمد سیاوشی . پیمان بازوند. میلاد شهبازی . حامد حیدری. سعید ترابی. دل آرام جانی و محمد علی فردین ... ( نام تعداد زیادی از عزیزان هست که متاسفانه و در حال حاضر ذهنم یاری نمیکنه ولی قول میدم که به زودی به لیست اضافه کنم ) برچسبها: گروهی دلسوز, یکرنگ, دور از حاشیه و صادق 90/03/07 :: 21:34 ::
نويسنده : تئاتریکال
کارگردان و بازیگر در نمایش هتل آسمان نویسنده اتابک مهراد کارگردان و بازیگر در نمایش خیلی ها عاشق منند! نویسنده رسول بانگین کارگردان و بازیگر در شیر علی نویسنده دکتر مهدی پوررضائیان کارگردان و بازیگر در زن ذلیل نویسنده مهدی حبیبی کارگردان و نمایشنامه خوان بن بست نویسنده ریچارد پارسونز کارگردان و نمایشنامه خوان در نمیدونم فردا چی میشه نویسنده تنسی ویلیامز کارگردان و نمایشنامه خوان در مونولوگ نویسنده هارولد پینتر بازیگر در دو دقیقه با طعم سگ نویسنده و کارگردان صالحی کارگردان در کور کور نویسنده حسین پاکدل بازیگر در یک دور با لاستیک نویسنده و کارگردان صحبت ا.. روشنفکر نویسنده.کارگردان و بازیگر در خانواده پر ماجرا کارگردان و بازیگر در بی بی کوچیکه نویسنده سیمسن امیریان کارگردان و بازیگر در دکتر خی ئل نویسنده ماریا ایرنه فورنس بازیگر در بغض کال نویسنده صالحی و کارگردان صحبت ا.. روشنفکر بازیگر در تولد گرگ بارون دیده نویسنده و کارگردان صالحی بازیگر در دایره مرگ نویسنده شهریار طاهری و کارگردان صحبت ا.. روشنفکر بازیگر در در ژرفای کبود نویسنده و کارگردان صالحی کارگردان در سفر رنگ ها نویسنده فرامرز عین قلائی نویسنده.کارگردان و بازیگر در روح پدر نویسنده و بازیگر در سلام دانشگاه کارگردان صحبت ا.. روشنفکر نویسنده و کارگردان در طویلا ساعت 23 بازیگر در حکایت سرداری که گریخت نویسنده امیر آژنگ و کارگردان حبیب وند نویسنده.کارگردان و بازیگر در جوجه اردک زشت کارگردان و بازیگر در سی چهل متر به خدا نزدیکتر نویسنده پژمان علیمرادیان بازیگر در شبانه نویسنده امیر آژنگ و کارگردان حبیب وند نویسنده و کارگردان در امیدی برای معلول نویسنده و بازیگر در پرفسور واخ کارگردان صحبت ا.. روشنفکر بازیگر در رقص کاغذ پاره ها نویسنده محمد یعقوبی کارگردان بابک نیری کارگردان در گیس گلابتون نویسنده سیمین امیریان کارگردان و بازیگر در شطرنج سوئیسی نویسنده هوشنگ فضلی کارگردان در یازده شاخه زنبق سفید نویسنده رزیتا اصلمند بازیگر در ماداگاسکار نویسنده احسان نوروزی و کارگردان بابک نیری نویسنده و کارگردان در همه حق دارن حق من چیه؟ کارگردان و بازیگر در پیری و معرکه گیری نویسنده حسن اکلیلی بازیگر و کارگردان در گربه و پلنگ نویسنده محمود دولت آبادی نویسنده.کارگردان و بازیگر در من عروسکام رو دوست دارم کارگردان و بازیگر در آی قصه قصه قصه نویسنده مصطفی رحمان دوست بازیگر در توالت خراب است نویسنده و کارگردان صالحی بازیگر در نادمان پس از واقعه نویسنده بهرام شهبازی و کارگردان صحبت ا.. روشنفکر بازیگر در الم شنگه نویسنده و کارگردان حسین محمود وند نویسنده.کارگردان و بازیگر در گریه و خنده سیاه بازیگر در نخل و نیلوفر نویسنده و کارگردان پیمان دانشمند بازیگر در شبیه رباب نویسنده پیمان دانشمند و کارگردان میثم مرادی نویسنده.کارگردان و بازیگر در چرا من؟ کارگردان در درد تو چیه نویسنده محمود طیاری نویسنده.کارگردان و بازیگر در یه خواستگاری با دو خواستگار نویسنده و بازیگر در سه کله پوک کارگردان صحبت ا.. روشنفکر بازیگر در بز زنگوله پا ورژن دو نویسنده مهدی حسن پور کارگردان بابک نیری نویسنده وکارگردان در زن ترشیده مرد پوکیده نویسنده. کارگردان و بازیگر در من با من مشکل داره بازیگر در یاس کبود نویسنده ذکائی و کارگردان محمد فردین بازیگر در علمدار سه ساله نویسنده ذکائی و کارگردان محمد فردین بازیگر در اینجا کربلاست نویسنده بهرام شهبازی و کارگردان صحبت ا.. روشنفکر نویسنده. کارگردان و بازیگر در مرد بی کفایت کارگردان و بازیگر دز کارگردان دیوانه نویسنده حجت چهاردولی بازیگر در مدرسه شوگار نویسنده سید نوری موسوی و کارگردانی افشین چگینی نویسنده و بازیگر در من معتاد ورزشکارم کارگردان صحبت ا.. روشنفکر بازیگر در انتخابات نویسنده و کارگردان حجت رستمی بازیگر در حمله به جنگل سبز نویسنده و کارگردان مرحوم فریدون سیفی رتبه اول بازیگری در جشنواره تئاتر داخلی و استانی همدان (دبیرستان ) سال 1378 رتبه دوم طراحی صحنه در جشنواره تئاتر استانی همدان سال1383 تقدیر بازیگری در جشنواره تئاتر استانی بسیج 1383 تقدیر کارگردانی در جشنواره بین المللی تئاتر مهر آئین سال 1384 تقدیر طراحی صحنه در جشنواره تئاتر نیایش و نمایش سال1384 تقدیر به عنوان هنرمند تئاتر برگزیده استان به پاس زحمات بی دریغ و تعهد بر صحنه سبز تئاتر 1385 رتبه برگزیده و ویژه در جشنواره منطقه ای قصه گوئی سال 1385 رتبه اول بازیگری در جشنواره تئاتر استانی کوتاه طنز سال 1385 رتبه دوم بازیگری در جشنواره تئاتر استانی طنز سال 1386 تقدیر به پاس زحمات فراوان در عرصه نیل گون تئاتر استان 1386 رتبه اول بازیگری در جشنواره تئاتر نیایش و نمایش سال 1387 رتبه اول بازیگری در همایش استانی تئاتر عاشورائیان سال 1387 رتبه دوم بازیگری در جشنواره استانی تئاتر طنز سال 1388 تقدیر ویژه بازیگری در بیست و یکمین جشنواره تئاتر استان 1388 رتبه دوم بازیگری در جشنواره کشوری تئاتر حضور سال 1388 کسب تقدیر در مراسم روز جهانی تئاتر به پاس تلاش صادقانه و حضور در سالهای متمادی تئاتر سال 1389 کسب تقدیر در مراسم تجلیل از اصحاب فرهنگ و هنر پایتخت تاریخ و تمدن ایران زمین(تئاتر) سال 1389 کسب رتبه اول بازیگری در نخستین جشنواره تئاتر بسیج هنرمندان سال 1389 کسب رتبه اول طراحی صحنه در اولین جشنواره تئاتر بسیج هنرمندان1389 تقدیر جهت حضور درجشنواره تئاتر تک تهران نمایشنامه خوانی متون بین الملل 1389 دریافت جایزه بازیگری و کارگردانی در همایش تئاتر استانی عاشورائیان 1390 دریافت جایزه بازیگری در نخستین جشنواره نمایشنامه خوانی استانی همدان 1390 برچسبها: هر چه داریم از خداست و بس 89/10/03 :: 13:20 ::
نويسنده : تئاتریکال
معاون فرهنگی هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان گفت: نمایش طنز"خیلی ها عاشق منند" به کارگردانی
حنیف مظفری و نویسندگی رسول بانگین در نهاوند به روی صحنه می رود.
مجید فروتن گفت: این نمایش
کاری از گروه نمایشی قاصدک است که در تالار اندیشه مجتمع فرهنگی و هنری
امام خمینی (ره) شهرستان نهاوند اجرا می شود.
وی اضافه کرد: این نمایش
طنز با هدف به وجود آمدن نشاط اجتماعی و با بازی حنیف مظفری، میثم دارایی،
منصوره سیفی نهاوندی، فرزانه ساکی، حسین رنجبر، زهره سلگی و مصطفی کلهر اجرا می
شود.
معاون فرهنگی هنری فرهنگ و
ارشاد اسلامی استان همدان گفت: نمایش"خیلی ها عاشق منند" از 29 بهمن لغایت 6 اسفند ماه
به مدت هشت روز بعدازظهرها در تالار اندیشه به روی صحنه می رود. 90/12/22 :: 21:11 ::
نويسنده : تئاتریکال
طنز واژهای عربی است و در واژه به معنای مسخره کردن، طعنه زدن، عیب کردن، سخن به رموز گفتن و به استهزا از کسی سخن گفتن است. معادل انگلیسی طنز satire
است که از satira در لاتین گرفته شده که از ریشه satyros یونانی است.
satira نام ظرفی پر از میوههای متنوع بود که به یکی از خدایان کشاورزی
هدیه داده شده بود و به معنای واژگانی «غذای کامل» یا «آمیختهای از
هرچیز» بود.[۱] در ادبیات طنز به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته میشود که
اشتباهات یا جنبههای نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی
تفکرات فلسفی را به شیوهای خنده دار به چالش میکشد.[۲] دکتر جانسون طنز را این گونه معنی میکند: «شعری که در آن شرارت و حماقت سانسور شده باشد.»[۴] به کار بردن کلمه طنز برای انتقادی که به صورت خنده آور و مضحک بیان شود در فارسی معاصر سابقه زیاد طولانی ندارد. هرچند که طنز در تاریخ بیهقی و دیگر دیگر آثار قدیم زبان فارسی به کار رفته، ولی استعمال وسیعی به معنای satire اروپایی نداشتهاست. در فارسی، عربی و ترکی کلمه واحدی که دقیقا این معنی را در هر سه زبان برساند وجود نداشتهاست. سابقا در فارسی هجو به کار میرفت که بیشتر جنبه انتقاد مستقیم و شخصی دارد و جنبه غیر مستقیم ساتیر را ندارد و اغلب آموزنده و اجتماعی هم نیست. در فارسی هزل را نیز به کار بردهاند که ضد جد است و بیشتر جنبه مزاح و مطایبه دارد.[۵] طنز تفکر برانگیز است و ماهیتی پیچیده و چند لایه دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیلهای میانگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالتها. گرچه در ظاهر میخنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق وجود، خنده را میخشکاند و انسان را به تفکر وا میدارد. به همین خاطر در باره طنز گفتهاند: «طنز یعنی گریه کردن قاه قاه، طنز یعنی خنده کردن آه آه.»[۶] طنز در ذات خود انسان را برمی آشوبد، بر تردیدهایش میافزاید و با آشکار ساختن جهان همچون پدیدهای دوگانه، چندگانه یا متناقض، انسانها را از یقین محروم میکند. جان درایدن در مقاله «هنر طنز» ظرافت طنز را به جدا کردن سر از بدن با حرکت تند و سریع شمشیر تشبیه میکند، طوری که دوباره در جای خود قرار گیرد.[۷] در میان شاعران یونان و روم، شعرهای طنز آرخیلوخوس، هیپوناکس، آریستوفان، لوسیلیوس، هوراس و جوونالقصههای کنتربری اثر جفری چاسر و منظومه رویای پیرس شخم کار اثر ویلیام لاگلند میتوان نام برد. در دوران رنسانس رابله، سروانتس و لوییجی پولچی مشهور طنزپردازان هستند. آثار طنز ابتدا به صورت شعر بود و بعدها شیوههای روایی را هم در بر گرفت. امروزه در ادبیات جهان، مشهورترین طنزنویسان، نثرنویسانی چون سروانتس، رابله، ولتر، جوناتان سویفت، هنری فیلدینگ، جوزف آدیسون، ویلیام تکری، مارک تواین، جرج اورول، جوزف هلر، سینکلر لوئیس، جان چیور و آلدوس هاکسلی[۸] در ادبیات کلاسیک فارسی، طنز در میان آثار نویسندگان دورههای مختلف به اشکال گوناگون وجود داشت. در صدر این افراد، عبید زاکانی پدر هنر طنز در ادبیات فارسی است.[۹] عطار نیشابوری نیز در الهی نامه جنبههایی از طنز دارد. با ظهور مشروطیت و ایجاد فضای نسبتاً باز مطبوعاتی، طنز بندهای تفریحهای افراطی و سطحی را گسست و به عنوان نوع ادبی بسیار جدی، توجه بسیاری از نویسندگان و شعرای بزرگ را به خود جلب کرد. از جمله میرزاآقا خان کرمانی، از طنزپردازانی که در راه هدفش جان باخت. علی اکبر دهخدا، سید اشرف الدین حسيني گيلاني (نسیم شمال)، میرزاده عشقی و زین العابدین مراغهای از پیشگامان طنز در ادبیات فارسی در دوران انقلاب مشروطه بودند. در نسلهای بعدی محمدعلی جمالزاده، صادق هدایت، بهرام صادقی، منوچهر صفا، ایرج پزشکزاد نویسندگانی بودند که طنز را در برنامه کارشان داشتند.[۱۰] از طنزپردازان بنام معاصر ایران میتوان خلیل جوادی، هادی خرسندی، عمران صلاحی، منوچهر احترامی، سید ابراهیم نبوی، کیومرث صابری فومنی (گل آقا)، ابوالفضل زرویی نصرآباد(ملانصرالدین)، ابوالقاسم حالت، جمشید عظیمی نژاد، دکتر فرشاد روشن ضمیر و دکتر مازیار نصرتی را نام برد.قدیمیترین نمونه هاست. در ادبیات قرون وسطای انگلیس از هستند. انواع آثار ادبی که طنز نویس میتواند به کار ببرد فوق العاده زیاد و متنوع است، رمان، نمایش نامه، شعر و... اما شیوهها یا تکنیکهایی که در آن به کار میرود محدود است. ۱. کوچک کردن ۲. بزرگ کردن ۳. تقلید مضحک از یک اثر ادبی شناخته شده ۴. ایجاد موقعیتی در داستان یا نمایش که به خودی خود طنزآمیز است. ۵. به کار بردن عین کلمات کسی که مورد طنز قرار میگیرد و ایجاد چهارچوبی مضحک برای آن.[۱۱] 90/10/20 :: 15:41 ::
نويسنده : تئاتریکال
شخصيت هاي نمايش عبدو- كدخدا- رمضون - اله كرم - گرگعلي - الياس - اسكندر - غلام - مصطفي - عباس - فاطو - شهرو - راوي - خيرو - مراد صحنه : ( نواي موسيقي محلي - خانه رو ستايي كه گاهي اوقات تبديل به ميدان ده مي شود . يك درب بزرگ در سمت چپ صحنه است كه در بعضي موارد دروازه ده مي شود در عمق سمت راست رشته كوهــــي است و در وسط صحنه پنجره . همه بازيگران در صحنه فيكس و حالتي از كار روستايي را بخود گرفته اند كه در پايان هر تابلو راوي با همنوايي از فيكس خارج و با تعويض حالت دو باره فيكس مي شوند )
ادامه مطلب ... 90/10/20 :: 15:24 ::
نويسنده : تئاتریکال
صحنه ... یک میز قرائت / پارچ آب و یک لیوان/ یک تخته سیاه و پایه ای ایستا با نمودار های مختلف . پروفسور خی ئل وارد میشود . کوچک اندام است / یا آنکه وسایل کلاس بزرگ اند. عناوین یا موضوعات درس/ بایستی توسط دکتر خی ئل روی تخته سیاه نوشته شوند. ادامه مطلب ... 90/10/20 :: 15:15 ::
نويسنده : تئاتریکال
صحنه: ادامه مطلب ... 90/10/20 :: 15:8 ::
نويسنده : تئاتریکال
كمدي- تك پرده اي آدم ها پسر جوان، فارغ التحصيل دانشگاه، با قد متوسط دختر جوان، آرايشگر، با قدي كمتر از پسر یك تخت كه رويش پيچك وار پلكاني فلزي سبز شده است. روز است و پسر جوان با موبايلش لميده روي تخت حرف مي زند. دختر هم براي خود مي خواند، بر پلكان راه مي رود و به موبايل گوش نمي كند و فقط بله بله مي گويد او شماره مي گيرد
ادامه مطلب ... 90/10/20 :: 14:50 ::
نويسنده : تئاتریکال
تئاتریکال در اين بحث يعني تعريف تئاتر ابتدا به شرح مفصل و مختصري از نمايش مي پردازيم.واژه نمايش به دليل تفاوت در سنت و سابقه فرهنگي ،تاريخي،با مفهوم تاتر متفاوت است.نمايش ارتباط بيشتر وغني تري با آيين دارد و جدا از بستگي هاي گوهري اش به گونه هاي كهن تر«روايت»و «اسطوره» مهمترين تفاوتش با تئاتردر اين است كه نمايش با قصد وهدف حل شدن انسان در تماميت هستي ورسيدن به حقيقت وجود اجرا مي شودو در اين قصد تمايز و تفكيكي ميان نمايشگر و تماشاگر وجود ندارد.هردو براي رسيدن به هدفي واحدكه گم شدن از خود ومستحيل شدن در ذرات هستي است به نمايش مي پردازد همچون نمايشگر و تماشاگر«نو»ي ژاپن كه مقصودشان رسيدن به «گدين»است. به اين ترتيب در نمايش ،هرگونه در فرديت ،نفي مي شود وحل شدن در ناخودآگاه جمعي وپيوستن به روح وسنت وآيين جاي آنرا مي گيرد.تئاتر برعكس زميتي تر و انساني تر است،و در آن نمايشگر به عنوان «فردي» با حق «بدعت»با مقصود وهدف مشخص مي كوشد معنا،فضا،حس وحال يا پيامي را به تماشاگر،كه به عنوان«فرد»با «حق نقد»به قصد تماشا ،لذت بردن ،آگاه شدن از موضوعي ،يابرقرار كردن رابطه با اثر هنري انساني به تماشاخانه آمده،منتقل ودر نهايت جايگاه انسان را در شرايط و موقعيت اجتماعي تعريف شده مشخص كندو تئاتر در جهت تعريف،تمايز و تشخيص بخشيدن به هر فرد از كليت ظاهراًتعريف ناشدني و به بيان در نيامدني هستي حركت مي كند... ادامه مطلب ... 90/10/16 :: 20:8 ::
نويسنده : تئاتریکال
جرالدین دخترم از تو دورم ولی یک لحظه تصویر تو از جلوی دیدگانم دور نمی شود اما تو کجایی ؟در پاریس روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه لیزه ؟ این را می دانم و چنان است که گویی در سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهایت را می شنوم . شنیده ام نقش تو در این نمایش پرشکوه نقش آن دختر زیبای حاکمی است که اسیر خان تاتار شده است . جرالدین در نقش، ستاره باش و بدرخش اما اگر فریاد تحسین آمیز تماشاگران و عطر مست آور گلهایی که برایت فرستاده اند ترا فرصت هشیاری داد بنشین و نامه ام را بخوان . من پدر تو هستم . امروز نوبت توست که هنرنمایی کنی و به اوج افتخار برسی . امروز نوبت توست که صدای کف زدنهای تماشاگران گاهی ترا به آسمان ببرد .به آسمانها برو ، ولی گاهی هم روی زمین بیا و زندگی آنان را تماشا کن . زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالیکه پاهایشان از بینوایی می لرزد و هنرنمایی می کند . من خود یکی از ایشان بودم جرالدین دخترم تو مرا درست نمی شناسی در آن شبهای بس دور با تو قصه ها بسیار گفتم اما غصه های خود را هرگز نگفتم . آن هم داستانی شنیدنی است . داستان آن دلقک گرسنه که در پست ترین صحنه های لندن آواز می خواند و صدقه می گرفت. این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام ،من درد نابسامانی را کشیده ام و از اینها بالاتر رنج حقارت آن دوره گرد که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی کند را نیز احساس کرده ام . با این همه زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند حرفی نباید زد . داستان من به کار نمی آید از تو حرف بزنم بهتر است . به دنبال نام تو نام من است " چاپلین" جرالدین دخترم دنیایی که تو در آن زندگی می کنی دنیای هنر پیشگی و موسیقی است نیمه شب آن هنگام که از سانس پرشکوه تئاتر بیرون می آیی آن ستایشگران ثروتمند را فراموش کن ولی حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند بپرس .حال زنش را بپرس و اگر باردار بود و پولی برای خرید لباس بچه نداشت مبلغی پنهانی در جیبش بگذار. دخترم جرالدین : پدرت با تو حرف می زند شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان ترا فریب دهد آن شب است که این الماس آن ریسمان نااستوار زیر پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است روزیکه چهره زیبای یک اشراف زاده بی بند و بار ترا بفریبد آن روز است که بند باز ناشیی خواهی بود . بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند . از این رو دل به زر و زیور نبند . بزرگترین الماس این جهان خورشید است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد . دخترم : هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمیتوان یافت که شایسته آن باشد که دختری بدن خود را به خاطر آن عریان کند به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که او روحش را برای تو عریان کرده است . 90/10/16 :: 20:5 ::
نويسنده : تئاتریکال
تئاتریکال ميم هنر وهم است. هنر پندار است . هنر خيال و كابوس است. هنرمند ميم بدون اينكه از واژه اي ياري بگيرد ، تنها با بدن خود همه چيز را بيان مي كند. هنرمند ميم محدوده اي نمي شناسد ، در سكوت گرسنگي و تشنگي، مرگ ، عشق ، ترس ، وحشت و... را خلق مي كند. «مارسل مارسو»
ادامه مطلب ... 89/12/06 :: 21:18 ::
نويسنده : تئاتریکال
شخصيتها: فرخنده سیروس هر دو بیست و هشت تا سی سال سن دارند صحنه: زيرزمين خانهاي قديمي. روبرو در
دو لنگة چوبي با چند پلة منتهي به حياط. يك كرسي و صندوقچهاي قديمي در
سمتي وخمرهاي بزرگ در سمت ديگر. روي كرسي تعدادي كتاب و مجله و روي
تاقچهاي يك گرامافون قديمي به چشم ميخورند. ازديوارها ريسة قيسي، فلفل،
باميه و غيره آويخته است. روي ساير تاقچهها تعدادي شيشه، كوزه و دبّه
قرار دارند. لامپ كم نورياز سقف آويخته كه كليد آن كنار در وروديست و
نزديك آن، يك آبكش حصيري به ديوار نصب شده. از قاب در، تنة درختيكهنسال
و پرتو غروب نيمهجان بر ديواري آجري ديده ميشود. صداي خشخش برگ درختان
در باد شنيده ميشود. ادامه مطلب ... 89/11/27 :: 20:8 ::
نويسنده : تئاتریکال
رضا آشفته تئاتر خیابانی از عنوانش پیداست که از چه جایگاه و تعریفی برخوردار است و به چه منظوری اجرا میشود. در این عنوان دو واژهای از شکل رسمی تئاتر، خبری نیست، بلکه تئاتر در خیابان و برای عموم مردم و بر پایه مسائل روزمره اجرا میشود. ادامه مطلب ... 89/11/14 :: 17:12 ::
نويسنده : تئاتریکال
صحنه اول......... سه گاو دور هم نشسته اند. ميان آنها فانوس خاموشي ديده ميشود. گاو1: به نظرتون موفق ميشيم؟ گاو2: بله كه موفق ميشيم. تاريكه ولي ما يه فانوس داريم. درسته گاويم اما يه فانوس داريم. ادامه مطلب ... 89/10/30 :: 19:57 ::
نويسنده : تئاتریکال
صحنه: درسمت راست "عرفان" روی صندلی کنارميزتلفن نشسته است. در سمت چپ "هستی" روی صندلی کنارمیز تلفن نشسته است.
ادامه مطلب ... 89/10/30 :: 19:55 ::
نويسنده : تئاتریکال
صحنه: گرداگرد صحنه صحرا است و باد و سیل و سنگ و خورشید و ماه. صحرا: واینک من صحرایم . محصور در تلاطم خاک و شن و بادی که میسوزد در باد و چون گورکنی پیر، گور میسازد از تپه ها و از گورها تپه. سنگ: مرا سنگ نام است. سنگی از هزاران سنگی که بر زمین سنگی استوار است. کوهم در میان سنگ زادگان و ایستایی زمین از من است و این است آنچه بودم و هستم و خواهم بود اگر همچنان بودن مقدرم باشد. باد: وتقدیر بود که من باد باشم و بادفر. سوار بر خویشتن خویش، پیدا و ناپیدا در برهوت جهانی که فریادیست در باد و برباد چون خسی در گردباد. واین است راز جاودانگی هرچه چون من باد است و بی باد. خورشید: و من آفتابم و خورشید. زمین گرم است در گرماگرم من که هرچه هست درمن است و ازمن. خاموشییم نابودی هرچه نور است و هرچه سور که بی نور تاریکی است و سوت و کور. ادامه مطلب ... 89/10/30 :: 19:53 ::
نويسنده : تئاتریکال
صحنه: کفشداری مسجد جمکران شخصیت ها: سرباز ، سید ، پیرمرد باصدای باران تندی ..صحنه روشن می شود .. ادامه مطلب ... 89/10/30 :: 19:50 ::
نويسنده : تئاتریکال
![]() تئاتریکال با گسترش شبکههای تلویزیون، ماهواره، سینما، اینترنت و بازیهای کامپیوتری، تئاتر روز به روز جذابیت پیشین خود را از دست داده و نیاز به نو شدن دارد. نگارنده کوشیده است تکنیکهایی را شناسایی کند که اجرای آنها موفقیت کارگردانان را در یک اجرا تضمین میکند.ادامه مطلب ... 89/10/30 :: 1:22 ::
نويسنده : تئاتریکال
مهدی نصیری
تئاتر، منهای تماشاگر
|
||